حال و هوا

وبلاگ فرهنگی اجتماعی مذهبی مهدی ضیایی فر.

 

سلام به فطر

 

سلام به تو که با آمدنت یک امت را شادمان میکنی.

 

آری تو میآیی و یک امت شادمان از اینکه یک ماه را روزه دار بوده اند.

 

یک ماه را به یاد خدا گذراندند.

 

شبهایش را با ابوهمزه و خمس عشر سپری کردند

 

و با تنفس خود عبادتی دو چندان را تجربه کردند.

 

سحرهایش را با گفتن: "الهم أِّنی أَسئَلُکَ مِن بهائیک.

به نماز صبح رساندند.

 

سلام بر تو که وقتی میرسی باز هم در نمازت به کبریایی خدایمان شهادت میدهی.

 

و سلام بر تو, آنوقت که میرسی غبار از دلمان زدوده میشود.

 

مهربانی اوج میگیرد شادی تمام قلبمان را فرا میگیرد.

 

آری تو چقدر خوبی که بندگان خدا با آمدنت لبانشان به خنده باز میشود.

 

وقتی تو میآیی نور ایمان در دلها اوج میگیرد و دلها پر از یاد خدا میشود.

 

خوش آمدی ای بهترین روز خدا و ای روز دریافت جایزه های مخصوص از طرف خدا.

 

روزت مبارک.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: حال و هوا, عید فطر, روز جایزه, شادی, مسلمان
نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 17:8 توسط مهدي ضيايی فر |

 

 

 

سلام

 

امروز متأسفانه یکی از مشکلاتی که شاید یک جامعه را بیش از هرچیز دچار تهدید میکند.

 

وجود یأس در آن جامعه است. یأسی که به نظر ناشی از اعمال خود انسان است.

 

گاهی فردی در زندگی خود راهی را میرود که به نظر خود او بهترین راه است

 

برای اینکه احیاناً از مشکلاتی که بیشتر جنبه اقتصادی داشته نجات یابد اما

 

با رفتن راه غلط موجبات فرو رفتن در  گرداب خود را فراهم میکند.

 

...

گاهی برخی فکر میکنن که اگر راه غلط را بروند زودتر به هدف خود میرسند.

 

اما در این حین کسانی هستند که دلسوزانه پیامدهای رفتن در راه غلط را به او نشان میدهند.

 

و این خود فرد است که باید عبرتپذیر باشد.

خیلی از کسانی که به اشتباه خود پی میبرند وقتیست که راه را رفته اند

 

و بعد متوجه راه غلط خود میشوند.

 

 

سریال مدینه به نظر من نشان داد که میشود راه اشتباه را از سر کسی برداشت.

 

راهی اشتباه مثل نزول, که این روزها برخی از افراد جامعه بخاطر اینکه

 

فکر میکنند با دادن یا گرفتن آن بیشتر به هدف خود یعنی حل مشکلاتشان می انجامد

 

میروند.

 

اما در حقیقت چنین نیست.

 

شخصیت اصلی این سریال یعنی »مدینه با بازی خانم پریوش نظریه«

 

نشان داد میتوان زن بود و فرزند خود را از مسیر اشتباه خارج کرد.

 

میتوان زن بود ولی بدون خوردن لقمه ای حرام مثل یک مرد زندگی کرد.

 

و خانواده را مدیریت کرد.

 

میتوان زن بود و با وجود مشکل بیماری چشمی که برایش به وجود آمده اما نا امید نشد.

 

میتوان زن بود و به همسر اول مرد خود نشان داد که بار کج به مقصد نمیرسد.

 

مدینه با وجود کم بینا شدنش اما هنوز سعی میکند با تدبیر زندگی را از مشکلات در آورد.

 

به نظر من این سریال بخشی از واقعیتهای جامعه را به ما نشان داد.

 

واقعیتی که شاید برخی در میان اقوام و خیشاوندان مان دیده ایم.

 

من درود میفرستم به خانواده هایی که امروز با وجود مشکلاتی که هست

 

اما نان حلال را ترجیح بر هر چیزی میدهند.

 

 

 این سریال میتوانست فیلمنامه ی بهتری داشته باشد اما فکر کنم کارگردانی مثل سیروس مقدم

فهمید تا حدودی چه باید بکند.

 

با هر نقدی که به سریال میتوان وارد کرد اما من از جهت دیگری نسبت به فیلم راضی هستم که به نظرم جای کار بیشتری در دیگر سریالها وجود دارد.

 

اما به راستی یک سؤال چرا امروز برخی از افراد  فکر میکننن که راه اشتباه موجب حل مشکل میشود؟

 

 

پ ن, دوستانی که موفق به دیدن قسمت روز گذشته نشده اند پیشنهاد میکنم امروز ساعت 14/50  تکرار سریال را ببینند.

 

صحنه ای از داستان مد نظر من هست که امیدوارم خود ملاحظه کنید.

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: حال و هوا, مدینه, سریال, رسانه, مردم
نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 9:52 توسط مهدي ضيايی فر |

 

 

تا آبشار زلف تو را شب نوشته اند

ما را اسیر خال روی لب نوشته اند

در اعتکاف گیسوی تو سال های سال

مشغول ذکر و سجده و یا رب نوشته اند

در مسجد الحرام خم ابروان تو

مثل فرشتگان مقرب نوشته اند

در محضر نگاه الهی تو مرا

در خیل نوکران مهذَب نوشته اند

شب های جمعه که دل من مست کربلاست

از اشتیاق وصل لبالب نوشته اند

با یک نگاهِ مادرت این جا رسیده ایم

با این دلی که فاطمه مذهب نوشته اند

از هر چه بگذرم سخن دوست خوشتر است

ما را فدای دلبر زینب نوشته اند

من را که بی‌ قرار حرم می کنی بس است

اصلاً مرا غبار حرم می کنی بس است

شرط نزول کوثر رحمت دعای توست

اصلاً تمام خلقت عالم برای توست

بالاتری ز درک تمام جهانیان

وقتی که انتهای جهان ابتدای توست

حتی نداشت روح الامین اذن پر زدن

آنجا که از ازل اثر رد پای توست

بی حب تو کسی به سعادت نمی رسد

رمز نجات اهل زمانه ولای توست

آسوده خاطران هیاهوی محشریم

وقتی رضای حضرت حق در رضای توست

فردوس ماست تا به ابد روضة الحسین

تنها بهشت اهل ولا ، کربلای توست

در آستانة تو کسی نا امید نیست

صحن امیر علقمه دار الشفای توست

از ابتدای صبح ازل فضل می کنی

ما را گدای دست اباالفضل می کنی

وقتی که هست دوش نبی آسمان تو

یعنی تو از پیمبری و او از آن تو

فرزند خویش را به فدای تو کرده است

بسته ست جان حضرت خاتم به جان تو

معلوم کرد نزد همه حرمت تو را

با بوسه های دم به دمش بر دهان تو

فرمود هفت مرتبه تکبیر عشق را

تا بشنود ترنم عشق از زبان تو

آوای «من أحب حسیناً» وزیده است

هر روز پنج مرتبه از آستان تو

ما از در حسینیه جایی نمی رویم

هستیم تا همیشه فقط در امان تو

هر شب نشسته فطرس اشکم به راه عشق

آنجا که صبح می گذرد کاروان تو

این اشک ها برای دلم توشه می شود

اذن طواف مرقد شش گوشه می شود

حال و هوای قلب من امشب کبوتریست

وقتی که کار صحن و سرای تو دلبریست

شب های جمعه عکس حرم زنده می شود

تصویر رقص پرچم و گنبد چه محشریست

ما را اسیر عشق تو کرده، تفضلت

با این حساب کار شما ذره پروریست

با تربت تو کام دلم را گشوده اند

آقا ارادتم به شما ارث مادریست

download

 

 

 


برچسب‌ها: حال و هوا, امام حسین, ماه رمضان, شعر
نوشته شده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 8:35 توسط مهدي ضيايی فر |


آخرين مطالب
» سلام بر فطر.
» مدینه
» السلام علیک یا ابا عبد الله
» 8
» رنگ معنویت حضور با همسر.
» چرا از خدا نمیخواهیم؟
» چرا با خدای خود قهریم؟
» بازم دعا
» ماراتن رمضان
» 7

Design By : RoozGozar.com