حال و هوا

وبلاگ فرهنگی اجتماعی مذهبی مهدی ضیایی فر.

 

 

سلام

 

مدتی بود که وبلاگ این حقیر تعطیل بود.

 

و خب شرایط ما به گونه ای نبود که بتوانم به نوشتن پستها ادامه دهم.

 

و فکر و ذهن ما چندماهی درگیر مسئله ازدواج بود.

 

خب هر جوانی چه پسر و چه دختر آرزو دارد تا در زمان و موقعیت مناسب

 

به مراد دلش برسد. ولی به قولی میگویند

 

"تا خدا نخواهد برگه ای از درخت کنده نمیشود و بر زمین نمیافتد.

 

اینقدر اتفاقات جورباجور در این مدت برایم رخ داده که نمیدانم کدامیک مهمتر است

 

تا من اینجا برای شما هم بنویسم؟

 

ولی چیزی ک مهم است این است که, زندگی خودش یک تجربه است.

 

مطالعه برای آشنایی با زندگی متأهلی واجب و ضروریست

 

ولی به هر حال معتقدم آشنایی با فرهنگها خودش به رشد ما کمک میکند.

 

اینکه بدانیم هر شهری مردمش چه ویژگیهایی دارند این خودش یک هنر است.

 

.....

 

ازدواجهای قدیم با امروز تفاوت دارد از این جهت که

 

خب جوونها معتقدند اگر ما بخواهیم ازدواج کنیم باید چند ماهی برویم و بیاییم

 

برخیها که دو سال خودشان را معطل میکنند که همدیگر را بشناسند.

 

اما باید بگم درباره ما اینطور نبود.

 

ما چند جلسه ای را رفتیم و خانواده های ما هم بودند

 

آنها نیز  خانه ما آمدند آشنایی من و همسرم زیاد طولی نداشت

 

چون خود من و همسر عزیزم تمایلی به روابط قبل از ازدواج نداشتیم.

 

و من به ایشان قول دادم که ظرف چند هفته کار را به هر شکلی که هست به پیش برم

 

ولو اینکه به این ازدواج ختم نشود.

 

و ایشان هم همین قول را به من دادند.

 

خب در این مدت هرچه در توانم بود گذاشتم از مشاوره بگیر تا موارد دیگر.

 

و بلاخره با موافقت هردو خانواده ما هم موافقت کردیم که ما دو نفر میتوانیم با هم زندگی کنیم

 

و به نظر خودمان هنوز که هنوز است باورمان نمیشود که پیوندی میان من و  ایشان برقرار شده.

 

پ ن, در این مدت من به خیلی از دوستان بدهکار شده ام.

 

یکی از آنها آقای چراغی و همسرشان است.

 

و حتي باید بگم خانواده ایشان بخصوص پدر و مادرشان کمکهای شایانی از جهت فکری به ما کردند.

 

و شاید یکی از دلایل این ازدواج همین بود که خدا میخواست آنها وسیله باشند.

 

2, آقای حیدری که من باز به ایشان خیلی مدیونم و نگاه ایشان به زندگی را میپسندم و ترجیح میدهم

 

ایشان را به عنوان یک برادر در زندگی شخصیم حفظ کنم.

 

3, از پدر خانم و مادر خانمم هم باید تشکر کنم زیرا با سعه صدرشان

 

ما را جزو خانواده خودشان پذیرفتند.

 

من از اینکه چنین همسری را انتخاب کردم آن هم از ذمسافتی حدود (641) کیلومتر خوشحالم.

 

3, از پدر و مادر عزیز و خواهر و برادرم هم تشکر میکنم که به هر حال اینها خصوصاً پدر و مادرم برایم سنگ تمام گذاشتند

 

و دست و پایشان را میبوسم.

 

خب, دیگر بس است حرفهای دیگر بماند برای بعد.

 

 


برچسب‌ها: حال و هوا, مهدی ضیایی فر, ازدواج, فرهنگ, جوان
نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 6:41 توسط مهدي ضيايی فر |

  

 

 

 

سلام

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 14:34 توسط مهدي ضيايی فر |

 

 

 

 

سلام

 

تو پست قبلیم یه سؤال پرسیدم

 

»از نظر شما ازدواج زیبا چیست«؟

 

خب با وجود مخاطب کم وبلاگ اما خب یکی از دوستان خوب جواب دادند و نظرشان را گفتند.

 

 و دوست دیگر ما هم با طنز باز جواب سؤال را دادند

 

از هردو این بزرگواران تشکر میکنم.

 

 

اما موضوع دیگری ذهن من را مشغول کرده است.

 

گاهی میبینیم پسری به خواستگاری دختری میرود. و معیار اصلی انتخاب پسر  میشود داشتن شغل دختر .

 

پسر از دختر میپرسد آیا شما شغلی داری و دختری که واقعاً تمایل به ازدواج دارد

 

اگر شغلی نداشته باشد میگوید نه.

 

و حال این پسر کلاً منصرف میشود و میگوید نه.

 

دلیل انصراف از ادامه خواستگاری از آن دختر هم همین نداشتن شغل او است.

 

خب حال یک سؤال به نظر شما هدف این پسر از ازدواج چه میتواند باشد؟

 

 

آیا هدف او فقط داشتن یک کمک خرج برای خود است و یا اینکه فکر میکند

 

اگر بخواهد یک زندگی معمولی با همسرش داشته باشد پس هر دو باید شاغل باشند.

 

یا مواردی دیگر.

 

سؤال بعدی, آیا به نظر شما آن پسر نباید ملاکهای دیگری را هم در انتخاب خود لحاظ کند؟

 

مثلاً صداقت, همدلی, محبت, ایمان, و....

 

پ ن, من نظرم این است که کسی که من به خواستگاریش میروم اگر شغل نداشت مهم نیست.

 

با وجود مشکلات اقتصادی که امروز وجود دارد به دو چیز معتقدم.

 

1, اگر پسری کاری دارد که شاید حقوقش مکفی یک زندگی نباشد اما به اصل رساندن روزی از طرف خدا معتقدم

 

2, فکر میکنم دختر مورد نظر من نکته ای را مد نظر داشته باشد و آن همدلی با من است.

 

و ایمان داشته باشد که من واقعاً او را دوست دارم هرچند نتوانم همه خواسته هایش را برآورده کنم.

 

من معتقدم دختر و پسری که میخواهند با هم ازدواج کنند باید بدانند هدف از ازدواج چیست؟

 

و باز معتقدم به اصل مشورت در یک زندگی مشترک. به نظر من مرد ضمن داشتن اقتداری همراه با محبت عاشقانه

 

اما با همسر خود روراست باشد.

 

 

 

 

پ ن3,

فیلم مربوط به پستی که درباره خانم الهام چرخنده نوشته بودم منتشر شد.

 

 

http://www.aparat.com/v/0WspD

 

امیدوارم آدرس صحیح باشه و اگر موفق به دیدن این تصاویر شدید

ما رو در جریان بگدارید.

 

 


برچسب‌ها: حال و هوا, ازدواج, پسر, دختر, جامعه
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 6:58 توسط مهدي ضيايی فر |


آخرين مطالب
» سلام
»
» ادامه پست قبل.
» ازدواج زیبا.
» شناخت خودمون
» شهر یا کریم
» سلام بر فطر.
» مدینه
» السلام علیک یا ابا عبد الله
» 8

Design By : RoozGozar.com